مرتضى مطهرى
354
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى وقتى كه بنا بر تسهيل است اين احتمال هست كه نظر اسلام به اين باشد كه همان مسافتى كه براى مردمى كه با پاى پياده مسافرت مىكنند « مسيرة يوم » است ملاك قرار بگيرد براى مردمى كه با جمّازه حركت مىكردند و روزى پنجاه فرسخ طى مىكردند يا با كشتى حركت مىكردند و مسلّم بيش از پياده روى طى مىكردند يا گاهى با اسبهاى تندرو كه مبادله مىكردند « 1 » [ راه مىپيمودند ] و باز مسافت طى شده بيش از اين حرفها بوده است يا مردمى كه امروز با هواپيما و اتومبيل مسافرت مىكنند . قسمت ديگر مربوط مىشود به روابط انسان با طبيعت كه آن هم چندان تغيير نمىكند ؛ گاهى تغيير مىكند ، گاهى نمىكند . بخش ديگر قوانين اسلام مربوط است به روابط انسان با انسان كه اين از همه مهمتر است . مسائلى كه اسلام در روابط انسان با انسان در نظر گرفته است ، مسائل مسيرى است نه مرحلهاى . فرض كنيد شرايطى در باب بيع ذكر كرده است ، مثلًا گفته : لايَحِلُّ مالُ امْرِئٍ الّا عَنْ طيبِ نَفْسِه معامله بايد با رضايت انجام بگيرد . اين ديگر فرق نمىكند كه مرحلهء زندگى بشر چه باشد . گفته : نبايد در بيع « غَرَر » باشد ، يعنى به اصطلاح امروز نبايد معاملهاى چكى صورت بگيرد ؛ يعنى مقدار ، وزن و ديگر مشخصات مبيع كه در قيمت اثر مىگذارد بايد مشخص باشد . اين هم باز شرايط مرحلهاى نيست ، شرايط كلى است . يا گفته است كه در معامله نبايد « ربا » باشد . ربا چيزى است كه اگر درست نيست ، در هيچ زمان درست نيست و اگر درست است ، در همهء زمانها درست است . شرايط مرحلهاى در سرنوشت ربا تأثير نمىگذارد و آن را تغيير نمىدهد . يا در باب « ضِمان » اگر گفته : مَنْ اتْلَفَ مالَ الْغَيْرِ فَهُوَ لَهُ ضامِنٌ هركه مال ديگرى را تلف كند ضامن است ، اين با تغيير مراحل فرق نمىكند ، باز مربوط به مسير است . يا گفته : يد امين يد مستأمنه است ؛ يعنى اگر كسى امين مال كسى شد ( مثل اينكه مالى را به وديعه نزد كسى گذاشتند يا يك كسى مستأجر كسى شد ، چون يد مستأجر هم يد استيمانى است ) آدم امين اگر مال در دستش تلف شد ، دوجور است :
--> ( 1 ) [ اشاره به زمانى است كه براى ارسال نامه ، در فواصل معين اسبهاى تندروى آماده بود و پيغام رسان با كمترين اتلاف وقت به مقصد مىرسيد . ]